فرهنگ آریانپور
سر دواندن
#۱۱۶٬۸۶۷
put off
سر دواندن، طفره، بهانه، عذر، تعویق، انصراف، تاخیر کردن، طفره رفتن، از سرباز کردن، به بعد موکول کردن
tantalize
امیدوار، و سپس محروم کردن، کسى را دست انداختن، سر دواندن، آزار دادن
shuttlecock
گوى پردار مخصوص بازى بدمینتون، سر دواندن
fudge
غذایى که از مخلوط شکلات و شیر و قند درست شده باشد، سخن بى معنى و بیهوده، جفنگ، نوعى رنگ قهوه اى، سرهم بندى کردن، فریفتن، آهسته حرکت کردن، طفره رفتن، پنهان شدن