فرهنگ آریان‌پور

سر خوری

#۱۱۶٬۸۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

skid

تیر حایل، تیر پایه، لغزیدن، غلتگاه، سر خوردن، ترمز ماشین، تخته پل، راه شکست، مسیر سقوط، ترمز کردن، سریدن، سرانیدن

۲

slip

لغزش، خطا، سهو، اشتباه، لیزى، گمراهى، قلمه، سرخورى، تکه کاغذ، زیر پیراهنى، ملافه، روکش، متکا، نهال، اولاد، نسل، لغزیدن، لیز خوردن، گریختن، سهو کردن، اشتباه کردن، از قلم انداختن

۳

glide

سر خوردن، خرامش، سریدن، آسان رفتن، نرم رفتن، سبک پریدن، پرواز کردن بدون نیروى موتور، خزیدن