فرهنگ آریان‌پور

سر خوردن روی یخ

#۱۱۶٬۸۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

calk

(caulker , calker , caulk =) ـ بتونه کارى کردن، زیرپوش سازى کردن، مسدود کردن، نعل زدن سر خوردن روى یخ، بانعل یالگد اسب مجروح شدن، کپیه کردن، محاسبه کردن، چرت زدن