فرهنگ آریان‌پور

سر به سر

#۱۱۶٬۷۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

totally

سر به سر، جمعاً، به طور سرجمع، روى هم رفته، کاملاً، کلاً

۲

endways

از انتها، سر به سر، نوک به نوک، از طول

۳

endwise

از انتها، سر به سر، نوک به نوک، از طول

۴

even

زوج، عدد زوج، (مثل 2 و 4 و 6 و 8)، هموار، صاف، مسطح، تراز، مساوى، هموار کردن، صاف کردن، واریز کردن، حتى، هم، درست، اعداد جفت

۵

altogether

روى هم رفته، از همه جهت، یکسره، تماماً، همگى، مجموعاً، کاملاً، منصفاً