فرهنگ آریان‌پور

سر به زیر

#۱۱۶٬۷۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

limber

خمیده، سر به زیر، مطیع، تاشو، خم شو، نرم، خم کردن، تا کردن، خمیده کردن، تمرین نرمش کردن

۲

downcast

دل افسردگى، غمگینى، سر به زیرى، ویرانى

۳

submissive

مطیع، فروتن، حلیم، خاضع، خاشع، سر به زیر

۴

low

خوار، دون، پست، صغیر، افتاده، فروتن، بى ادب، به طور پست

۵

meek

فروتن، افتاده، بردبار، حلیم، با حوصله، ملایم، بیروح، خونسرد، مهربان، نجیب، رام

۶

obedient

فرمانبردار، مطیع، حرف شنو، رام