فرهنگ آریان‌پور

سر برافراشتن

#۱۱۶٬۷۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

stick up

سرقت مسلحانه، سر برافراشتن، برجستگى داشتن

۲

rise

(past: rose ; past participle: risen) ـ برخاستن، ترقى کردن، ترقى خیز، طالع شدن، بلند شدن، از خواب برخاستن، طغیان کردن، بالا آمدن، طلوع کردن، سربالا رفتن، صعود کردن، ناشى شدن از، سر زدن، قیام، برخاست، صعود، طلوع، سربالایى، پیشرفت، ترقى، خیز

۳

overtop

برتى جستن بر، فائق آمدن بر، بلندتر بودن