فرهنگ آریان‌پور

ابلاغ‌ کردن

#۱٬۱۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

serve

خدمت کردن، خدمت انجام دادن، به کار رفتن، به درد خوردن، (در بازى) توپ را زدن