فرهنگ آریان‌پور

اضافه

#۱۱٬۶۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

overplus

اضافه، زائد، بیش از احتیاج

۲

access

دسترس، دسترسى، راه، تقریب، اجازه دخول، راه دسترس، مدخل، وسیله حصول، افزایش، الحاق، اضافه، (پزشکى) بروز مرض، حمله، اصابت، (حقوق) دسترسى یا مجال مقاربت، (در مسیحیت) تقرب به خدا، دست یابى

۳

excess

فزونى، زیادتى، زیادى، افراط، بى اعتدالى، اضافه

۴

plusage

(plussage =) ـ اضافه، سرآمد، مقدار اضافى

۵

surplus

زیادتى، مازاد، زائد، باقى مانده، اضافه، زیادى

۶

addition

افزایش، اضافه، لقب، متمم اسم، اسم اضافى، ضمیمه، (ریاضى) جمع (زدن)، (شیمى) ترکیب چند ماده با هم

۷

effusion

نشد، ریزش، (مجازى) اضافه، جریان به زور، تظاهر، فوران

۸

increase

افزودن، افزایش، زیاد کردن، توسعه دادن، توانگر کردن، ترفیع دادن، اضافه، رشد، ترقى، زیادشدن

۹

plussage

(plusage =) ـ اضافه، سرآمد، مقدار اضافى

۱۰

increscent

افزایش، اضافه، زیادى، توسعه، زیاد شونده

۱۱

augmentation

افزایش، اضافه

۱۲

else

(other =) ـ دیگر، جز این

۱۳

extra

زیادى، زائد، فوق العاده، اضافى، بزرگ، یدکى، (پیشوند) خارجى، بسیار، خیلى sur

۱۴

super

اعلى، بسیار خوب، بزرگ اندازه، عالى، خوب پیشوندى است به معنى " مربوط به بالا " و " واقع در نوک چیزى " و " بالایى " و " فوق " و " برتر " و " ابر " و " مافوق " و " ارجح " و " بیشتر "

۱۵

supplement

مکمل، ضمیمه، متمم، الحاق، زاویه مکمل، تکمیل کردن، ضمیمه شدن به، پس آورد، هم آورد