فرهنگ آریان‌پور

سر - خود -

#۱۱۶٬۶۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

untoward

تبه کار، فاسد، خود سر، نامساعد، بد آمد، نامناسب

۲

intractable

خود سر، سرپیچ، متمرد، خود سرانه، لجوج، خیره سر، ستیزه جو، لجوجانه، رام نشدنى

۳

opinionated

خود راى، مستبد، خود سر

۴

self opinionated

خود سر، سرسخت، خودستا، خودپسند، خود راى