سر
#۱۱۶٬۶۴۵
end
پایان، انتها، آخر، خاتمه، فرجام، سر، نوک، طرف، به پایان رساندن، تمام کردن، خاتمه دادن، خاتمه یافتن
head
نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن head ـ (58)
acme
اوج، ذروه، قله، منتها (درجه ى)، سر، مرتفعترین نقطه، (پزشکى) بحران، نقطه ى کمال
apex
اوج، نوک، سر، راس زاویه، تارک
cabal
دوز و کلک، دسیسه و توطئه، روایت، راز، سر، دسیسه کردن
noggin
(naggin =) ـ سطل چوبى، لیوان چوبى، سر، سرانسان جانورشناسی
cipher
صدر، سر، سرى کردن، عدد صفر، رمز، حروف یا مهر رمزى، حساب کردن (با ارقام)، صفر گذاردن، به رمز درآوردن
corona
هاله، اکلیل، حلقه نور دور خورشید، سر، تاج
flower
گل، شکوفه، درخت گل، (مجازى) سر، نخبه، گل کردن، شکوفه دادن، گلکارى کردن
arcanum
راز، سر، راز کیمیاگرى، داروى سرى
extremity
نهایت، حدنهایى، انتها، سر، ته، مضیقه، شدت
head piece
کلاه، سرصفحه (در کتاب)، آرایش، (مجازى) هوش، ادراک، آدم باهوش، قسمت بالا، سر، هر آلتى که روى سر قرار مى گیرد
chief
مخصوصاً، به طور عمده
antenna
آنتن، موج گیر، شاخک، (در بى سیم) موج گیر antenna اشیا