فرهنگ آریان‌پور

سر

#۱۱۶٬۶۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

end

پایان، انتها، آخر، خاتمه، فرجام، سر، نوک، طرف، به پایان رساندن، تمام کردن، خاتمه دادن، خاتمه یافتن

۲

head

نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن head ـ (58)

۳

acme

اوج، ذروه، قله، منتها (درجه ى)، سر، مرتفعترین نقطه، (پزشکى) بحران، نقطه ى کمال

۴

apex

اوج، نوک، سر، راس زاویه، تارک

۵

cabal

دوز و کلک، دسیسه و توطئه، روایت، راز، سر، دسیسه کردن

۶

noggin

(naggin =) ـ سطل چوبى، لیوان چوبى، سر، سرانسان جانورشناسی‌

۷

cipher

صدر، سر، سرى کردن، عدد صفر، رمز، حروف یا مهر رمزى، حساب کردن (با ارقام)، صفر گذاردن، به رمز درآوردن

۸

corona

هاله، اکلیل، حلقه نور دور خورشید، سر، تاج

۹

flower

گل، شکوفه، درخت گل، (مجازى) سر، نخبه، گل کردن، شکوفه دادن، گلکارى کردن

۱۰

arcanum

راز، سر، راز کیمیاگرى، داروى سرى

۱۱

extremity

نهایت، حدنهایى، انتها، سر، ته، مضیقه، شدت

۱۲

head piece

کلاه، سرصفحه (در کتاب)، آرایش، (مجازى) هوش، ادراک، آدم باهوش، قسمت بالا، سر، هر آلتى که روى سر قرار مى گیرد

۱۳

chief

مخصوصاً، به طور عمده

۱۴

antenna

آنتن، موج گیر، شاخک، (در بى سیم) موج گیر antenna اشیا