فرهنگ آریان‌پور

سد راه

#۱۱۶٬۶۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

blockade

راه بندان، محاصره، انسداد، بستن، محاصره کردن، راه بند کردن، سد راه، سدراه کردن

۲

bar

میله، شمش، مانع شدن، میل، تیر، نرده حایل، (مجازى) مانع، جاى ویژه زندانى در محکمه، دادگاه، هیئت وکلا، میکده، بار مشروب فروشى، از بین رفتن (ادعا) رد کردن دادخواست، بستن، مسدود کردن، بازداشتن، ممنوع کردن، بجز، به استثناء، بنداب

۳

hurdle

مانع، سبد ترکه اى، چهار چوب جگنى، مسابقه پرش از روى مانع، از روى پرچین یا چارچوب پریدن، از روى مانع پریدن، (مجازى) فائق آمدن بر

۴

hindrance

پاگیرى، بازماندگى، اذیت، آزار، مانع، سبب تاخیر