فرهنگ آریان‌پور

سد

#۱۱۶٬۵۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

dam

سد، آب بند، بند، سد ساختن، مانع شدن یا ایجاد مانع کردن، محدود کردن

۲

massif

سد، مانع، توده سنگ

۳

dike

(dyke =) ـ خاکریز، سد، بند، نهر، آبگذر، مانع

۴

dyke

(dike =) ـ سد، دیوارى که براى جلوگیرى از آب دریا مى سازند (در هلند)، آب بند، بند آب

۵

pile

کپه، توده، کومه، مقدار زیاد، کرک، یک تارموى، خواب پارچه، پارچه خزنما، ستون، ستون لنگرگاه، ستون پل، سد، موج شکن، توده کردن، کومه کردن، اندوختن، پرز قالى و غیره

۶

block

بند آوردن، انسداد، جعبه قرقره، اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصى، بلوک، کنده، مانع و رادع، قطعه، بستن، مسدود کردن، مانع شدن از، بازداشتن، قالب کردن، توده، قلنبه، کند، سد

۷

stank

(شکل قدیمى زمان گذشته stink) ـ استخر، مخزن، سد

۸

sluice

آبگیر، بند سیل گیر، سد، دریچه تخلیه، انبار، بند گذاشتن، از بندیا دریچه جارى شدن، خیس کردن، (معدن) سنگ شویى کردن

۹

barrier

نرده یا مانع عبور دشمن، سد، حصار، راه کسى را بستن، مانع

۱۰

stoppage

جلوگیرى، منع، بازداشت، سد، خط، ایست

۱۱

obstruction

انسداد، منع، جلوگیرى، گرفتگى

۱۲

wall

دیوار، جدار، حصار، محصور کردن، حصار دار کردن، دیوار کشیدن، دیوارى

۱۳

hedge

چپر، خارپشته، پرچین، حصار، راه بند، مانع، پرچین ساختن، خاربست درست کردن، احاطه کردن، طفره زدن، از زیر (چیزى) در رفتن