سد
#۱۱۶٬۵۹۲
dam
سد، آب بند، بند، سد ساختن، مانع شدن یا ایجاد مانع کردن، محدود کردن
massif
سد، مانع، توده سنگ
dike
(dyke =) ـ خاکریز، سد، بند، نهر، آبگذر، مانع
dyke
(dike =) ـ سد، دیوارى که براى جلوگیرى از آب دریا مى سازند (در هلند)، آب بند، بند آب
pile
کپه، توده، کومه، مقدار زیاد، کرک، یک تارموى، خواب پارچه، پارچه خزنما، ستون، ستون لنگرگاه، ستون پل، سد، موج شکن، توده کردن، کومه کردن، اندوختن، پرز قالى و غیره
block
بند آوردن، انسداد، جعبه قرقره، اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصى، بلوک، کنده، مانع و رادع، قطعه، بستن، مسدود کردن، مانع شدن از، بازداشتن، قالب کردن، توده، قلنبه، کند، سد
stank
(شکل قدیمى زمان گذشته stink) ـ استخر، مخزن، سد
sluice
آبگیر، بند سیل گیر، سد، دریچه تخلیه، انبار، بند گذاشتن، از بندیا دریچه جارى شدن، خیس کردن، (معدن) سنگ شویى کردن
barrier
نرده یا مانع عبور دشمن، سد، حصار، راه کسى را بستن، مانع
stoppage
جلوگیرى، منع، بازداشت، سد، خط، ایست
obstruction
انسداد، منع، جلوگیرى، گرفتگى
wall
دیوار، جدار، حصار، محصور کردن، حصار دار کردن، دیوار کشیدن، دیوارى
hedge
چپر، خارپشته، پرچین، حصار، راه بند، مانع، پرچین ساختن، خاربست درست کردن، احاطه کردن، طفره زدن، از زیر (چیزى) در رفتن