فرهنگ آریان‌پور

سخن چینی‌ کردن

#۱۱۶٬۴۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

tell

(past: told ; past participle: told) ـ گفتن، بیان کردن، نقل کردن، فاش کردن، تشخیص دادن، فرق گذاردن، فهمیدن

۲

malign

(پزشکى) بدخیم، بدنهاد، بدخواهى کردن، بدنام کردن