فرهنگ آریان‌پور

سخن

#۱۱۶٬۴۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

speech

سخن، حرف، گفتار، صحبت، نطق، گویایى، قوه ناطقه، سخنرانى

۲

locution

سخن، بیان، نطق، سبک عبارت پردازى

۳

lip

لب، لبه، کنار، طاقت، سخن، بیان، لبى، با لب لمس کردن

۴

yap

(جانور شناسى) سگ زوزه کش، سگ بداصل، زوزه، صداى تند و تیز، حرف، سخن، زوزه کشیدن، عوعو کردن logue _ logy _ phono speak _

۵

rune

نشان مرموز، سخن مرموز، طلسم، (ک.) سخن

۶

word

کلمه، واژه، لغت، لفظ، گفتار، سخن، حرف، عبارت، پیغام، خبر، قول، عهد، فرمان، لغات را به کار بردن، بالغات بیان کردن

۷

speaking

(past: spoke ; past participle: spoken) ـ درآییدن، سخن گفتن، حرف زدن، صحبت کردن، تکلم کردن، گفتگو کردن، سخنرانى کردن

۸

utterance

اداء، اظهار، سخن، نطق، گفتن

۹

redundancy

افزونگى، حشو، سخن، زائد، فراوانى، ربع، اطناب

۱۰

pronunciation

تلفظ، بیان، اداى سخن، طرز تلفظ، سخن

۱۱

saw

(past: saw ; past participle: seen) ـ دیدن، مشاهده کردن، نگاه کردن، فهمیدن، مقر یا حوزه اسقفى، بنگر

۱۲

talk

گفتگو، صحبت، حرف، مذاکره، حرف زدن

۱۳

tongue

زبان، زبانه، شاهین ترازو، داراى زبانه کردن واژه هاى شامل