سختی
#۱۱۶٬۳۸۰
hardness
سختى، دشوارى، اشکال، سفتى، شدت harshness
rigidity
سختى، استحکام، سفتى rigidness
severity
سختى، شدت، سخت گیرى، دقت، خشونت
austerity
سختى، تروشرویى، ریاضت، سادگى زیاده از حد
difficulty
سختى، دشوارى، اشکال، زحمت، گرفتگیرى
addle
چرکى، باطلاق، کثافت، (مجازى) سختى، گرفتارى، آدم بى کله، گندیده، فاسد ضایع کردن، فاسد کردن، ضایع شدن، فاسد شدن، رسیدن، عمل آمدن، گیج کردن، خرف کردن
solidity
جمود، استحکام، استوارى، سختى، سفتى starkness
accolade
سر بالایى، فراز، سختى، مراسم اعطاى منصب شوالیه یا سلحشورى و یا شهسوارى، (موسیقى) خط اتصال، آکولاد، خط ابرو (به این شکل " { } ")
adamancy
سر سختى، سختى
asperity
خشونت (در صدا)، سختى، ترشى (در مزه)، تلخى و خشونت (در اخلاق)، نامطبوعى
astingency
گسى، خاصیت قبض (مزاج)، سفتى، سختى، تندى، درشتى، خشونت
pinch
نیشگون گرفتن، قاپیدن، مضیقه، تنگنا، موقعیت باریک، سر بزنگاه، نیشگون، اندک، جانشین
crisis
بحران
discomfort
(discomfiture =) ـ ناراحتى، رنج، زحمت، ناراحت کردن