فرهنگ آریان‌پور

سختی

#۱۱۶٬۳۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

hardness

سختى، دشوارى، اشکال، سفتى، شدت harshness

۲

rigidity

سختى، استحکام، سفتى rigidness

۳

severity

سختى، شدت، سخت گیرى، دقت، خشونت

۴

austerity

سختى، تروشرویى، ریاضت، سادگى زیاده از حد

۵

difficulty

سختى، دشوارى، اشکال، زحمت، گرفتگیرى

۶

addle

چرکى، باطلاق، کثافت، (مجازى) سختى، گرفتارى، آدم بى کله، گندیده، فاسد ضایع کردن، فاسد کردن، ضایع شدن، فاسد شدن، رسیدن، عمل آمدن، گیج کردن، خرف کردن

۷

solidity

جمود، استحکام، استوارى، سختى، سفتى starkness

۸

accolade

سر بالایى، فراز، سختى، مراسم اعطاى منصب شوالیه یا سلحشورى و یا شهسوارى، (موسیقى) خط اتصال، آکولاد، خط ابرو (به این شکل " { } ")

۹

adamancy

سر سختى، سختى

۱۰

asperity

خشونت (در صدا)، سختى، ترشى (در مزه)، تلخى و خشونت (در اخلاق)، نامطبوعى

۱۱

astingency

گسى، خاصیت قبض (مزاج)، سفتى، سختى، تندى، درشتى، خشونت

۱۲

pinch

نیشگون گرفتن، قاپیدن، مضیقه، تنگنا، موقعیت باریک، سر بزنگاه، نیشگون، اندک، جانشین

۱۳

crisis

بحران

۱۴

discomfort

(discomfiture =) ـ ناراحتى، رنج، زحمت، ناراحت کردن