فرهنگ آریان‌پور

سخت مهار کردن

#۱۱۶٬۳۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

vein

ورید، سیاهرگ، رگه، حالت، تمایل، روش، رگ دار کردن، رگه دار شدن

۲

regiment

(علوم نظامى) هنگ، گروه بسیار، دسته دسته کردن، تنظیم کردن

۳

unsubstantial

(unsubstantiality =) ـ بى اساسى، بى اهمیتى، بى اساس، واهى