فرهنگ آریان‌پور

سخت شدن

#۱۱۶٬۲۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

harden

سخت کردن، تبدیل به جسم جامد کردن، مشکل کردن، سخت شدن، ماسیدن

۲

rigidify

سفت شدن، سخت شدن، محکم کردن

۳

firm

شرکت، تجارتخانه، کارخانه، موسسه بازرگانى، استوار، محکم، ثابت، پابرجا، راسخ، سفت کردن، استوار کردن

۴

rough

زبر، خشن، درشت، زمخت، ناهموار، ناهنجار، دست مالى کردن، به هم زدن، زمخت کردن

۵

stiffen

سفت کردن، سخت کردن، شق کردن، سیخ کردن، خشک و مصنوعى کردن

۶

solidify

جامد کردن، سفت کردن یا شدن، یک پارچه شدن، متبلور کردن