فرهنگ آریان‌پور

سحر کردن

#۱۱۶٬۱۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

spellbind

سحر کردن، مجذوب کردن، مفتون ساختن

۲

witch

زن جادوگر، ساحره، پیره زن، فریبنده، افسون کردن، سحر کردن، مجذوب کردن

۳

enchant

افسون کردن، سحر کردن، جادو کردن، مسحور شدن، فریفتن، به دام عشق انداختن