فرهنگ آریان‌پور

ستوهاندن

#۱۱۶٬۰۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

try

کوشش کردن، سعى کردن، کوشیدن، آزمودن، محاکمه کردن، جدا کردن، سنجیدن، آزمایش، امتحان، آزمون، کوشش

۲

plague

آفت، بلا، سرایت مرض، طاعون، بستوه آوردن، آزار رساندن، دچار طاعون کردن

۳

trouble

آزار، آزار دادن، رنجه کردن، زحمت دادن، دچار کردن، آشفتن، مصدع شدن، مزاحمت، زحمت، رنجه