فرهنگ آریان‌پور

ستون

#۱۱۵٬۹۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

pier

ستون، جرز، اسکله، موج شکن، پایه پل، لنگرگاه pier ارتش‌

۲

column

ستون، پایه، رکن

۳

pillar

ستون، پایه، جرز، رکن، ارکان، ستون ساختن

۴

jamb

تیر عمودى چارچوپ، (ک.) چهار چوپ درب و هر چیز دیگرى، ستون، لغاز، تیر بیرون آمده

۵

pile

کپه، توده، کومه، مقدار زیاد، کرک، یک تارموى، خواب پارچه، پارچه خزنما، ستون، ستون لنگرگاه، ستون پل، سد، موج شکن، توده کردن، کومه کردن، اندوختن، پرز قالى و غیره

۶

shaft

میله، محور، استوانه، بدنه، چوبه، قلم، سابقه، دسته، چوب، تیر، پرتو، چاه، دودکش، بادکش، نیزه، خدنگ، گلوله، ستون، تیر انداختن، پرتو افکندن

۷

staple

رزه، ستون، تیر، عمود، چهارپایه تخت، گیره کاغذ، بست آهنى، کالاى اصلى بازار مصنوعات مهم و اصلى یک محل، جزء اصلى هر چیزى، قلم اصلى، فقره اصلى، طبقه بندى یا جور کردن، مواد خام

۸

single file

صف نظامى که یکى یکى پشت سرهم باشند، یک ردیف، ستون

۹

leg

پایه، پا، قسمت، ساق پا، ساقه، ران، پاچه، پاچه شلوار، بخش، پا زدن، دوندگى کردن

۱۰

line

خط، سطر، بند، ریسمان، رسن، طناب، سیم، جاده، دهنه، لجام خط کشیدن، خط انداختن در، خط دار کردن، آراستن، تراز کردن، آستر کردن، پوشاندن، ردیف، رشته line ـ (66)

۱۱

support

پشتیبانى، تکیه گاه، حمایت کردن، تایید کردن، تحمل کردن، متکفل بودن، نگاهدارى، تقویت، تائید، کمک، پشتیبان زیر برد، زیر برى، پشتیبانى کردن

۱۲

upright

قائم، راست، عمودى، درست، درستکار، نیکو کار، راد

۱۳

standard

متعارف، معیار، استاندارد، همگون، الگو، قالب، مقرر، قانونى، نمونه قبول شده، معین، متعارفى، نشان، پرچم، متداول، مرسوم

۱۴

stanchion

پایه، تیر، میل، شمع، حایل، نگهدار، سایبان یا چادر جلو مغازه، مهار یا محدود کردن، تیر دار کردن