ستودن
#۱۱۵٬۹۹۰
commend
ستودن، ستایش کردن
eulogize
ستودن، ستایش کردن، مدح کردن، مداحى کردن، تشویق کردن
adore
پرستش، ستودن، عشق ورزیدن (به)، عاشق شدن (به)
allow
رخصت دادن، اجازه دادن، ستودن، پسندیدن، تصویب کردن، روا دانستن، پذیرفتن، اعطاء کردن
extol
(extoll =) ـ بلند کردن، ارتقاء دادن، اغراق گفتن، ستودن
praise
ستایش، نیایش، تحسین، پرستش، تمجید و ستایش کردن، نیایش کردن، تعریف کردن، ستودن
applaud
آفرین گفتن، تحسین کردن، کف زدن، ستودن
glorify
جلال دادن، تجلیل کردن، تکریم کردن، تعریف کردن (از)، ستودن، ستایش کردن
laud
ستایش کردن، تمجید کردن، مدح کردن، ستایش
sing
(past: sang ; past participle: sung) ـ آواز، سرود، سرودن، تصنیف، آواز خواندن، سرود خواندن، سرائیدن
admire
پسند کردن، تحسین کردن، حظ کردن، (معنى مجازى) مورد شگفت قرار دادن، درشگفت شدن، تعجب کردن، متحیر کردن، متعجب ساختن
magnify
درشت کردن، زیر ذربین بزرگ کردن، بزرگ کردن
venerate
ستایش و احترام کردن، تکریم کردن