فرهنگ آریانپور
ستمگر
#۱۱۵٬۹۵۳
tyrant
ستمگر، حاکم ستمگر یا مستبد، سلطان ظالم
oppressor
ستمگر
cruel
بیرحم، ظالم، ستمکار، ستمگر، بیدادگر
atrocious
با شرارت بى پایان، بیرحم، ستمگر، سبع
fell
(past: fell ; past participle: fallen) ـ خزان، پائیز، سقوط، هبوط، نزول، زوال، آبشار، افتادن، ویران شدن، فرو ریختن، پایین آمدن، تنزل کردن fall
bloody
به رنگ خون، خونى، خون آلود، قرمز، خونخوار
inhuman
بى عاطفه، فاقد خوى انسانى، غیر انسانى، نامردم
warlord
جنگ سالار، افسر عالى رتبه ارتش، فرمانده ارتشى، فرمانروا
despotic
مستبدانه
ruthless
بیباک، ظالم
iniquitous
تبه کار، شریر، نابکار، غیر عادلانه، ناحق
oppressive
ستم پیشه، خورد کننده، ناراحت کننده، غم افزا
persecutor
آزار دهنده، اذیت کننده
unmerciful
(unmercifully =) ـ بى رحم، جبار، ستمکار، نامهربان