فرهنگ آریان‌پور

سترگ

#۱۱۵٬۹۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

huge

سترگ، کلان، گنده، تنومند، بزرگ جثه

۲

large

وسیع، جادار، پهن، درشت، لبریز، جامع، کامل، سترگ، بسیط، بزرگ، حجیم، هنگفت

۳

big

بزرگ، با عظمت، سترک، ستبر، آدم برجسته، آبستن، داراى شکم برآمده

۴

vast

پهناور، وسیع، بزرگ، زیاد، عظیم، بیکران

۵

bulky

بزرگ، جسیم

۶

burly

تنومند، ستبر، کلفت، (براى پارچه و لباس) زبر و خشن، گره دار

۷

jumbo

درشت، بزرگ، آدم تنومند و بدقواره، جانور غول آسا

۸

mighty

نیرومند، توانا، زورمند، قوى، مقتدر، بزرگ

۹

whopper

گنده، (در گویش) از اندازه بزرگتر، عظیم، ساختگى

۱۰

immense

بى اندازه، گزاف، بیکران، پهناور، وسیع، کلان، بسیار خوب، ممتاز، عالى

۱۱

massive

بزرگ، حجیم، عظیم، گنده، فشرده، کلان

۱۲

whopping

به طور قاطع شکست دادن، تند حرکت کردن، بتندى افتادن یازدن، شلپ شلپ کردن، پیش افتادن از، ضربه، وزش mansized

۱۳

imperial

شاهنشاهى، پادشاهى، امپراتورى، با عظمت، (مجازى) عالى، با شکوه، مجلل، همایون، همایونى