فرهنگ آریان‌پور

ستبر

#۱۱۵٬۸۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

stout

ستبر، نیرومند، قوى بنیه، محکم، نوعى آبجو

۲

stalwart

ستبر، تنومند، قوى، بى باک، مصمم، شدید

۳

big

بزرگ، با عظمت، سترک، ستبر، آدم برجسته، آبستن، داراى شکم برآمده

۴

burly

تنومند، ستبر، کلفت، (براى پارچه و لباس) زبر و خشن، گره دار

۵

gross

ناخالص، فاهش، درشت، قراص، بزرگ، ستبر، عمده، زمخت، درشت بافت، زشت، شرم آور، ضخیم، بى تربیت، وحشى، توده، انبوه، وزن سرجمع چیزى (با ظرف و غیره در مقابل net یعنى وزن خالص)، جمع کل، بزرگ کردن، جمع کردن، زمخت کردن، کلفت کردن، به صورت سود ناویژه به دست آوردن

۶

thick

کلفت، ستبر، صخیم، غلیظ، سفت، انبوه، گل آلود، تیره، ابرى، گرفته، زیاد، پرپشت

۷

robust

قوى هیکل، تنومند، ستبر، هیکل دار

۸

sturdy

محکم، ستبر، تنومند، قوى هیکل، خوش بنیه، درشت

۹

robustious

نیرومند، ستبر

۱۰

elephantine

پیلى، پیل مانند، پیلسان، کلان، ستبر، عظیم الجثه، بد هیکل

۱۱

fat

فربه، چاق، چرب، چربى، چربى دار، چربى دار کردن، فربه یا پروارى کردن

۱۲

huge

سترگ، کلان، گنده، تنومند، بزرگ جثه

۱۳

beefy

گوشت آلو، چاق، فربه

۱۴

square

چارگوش، مربع، توان دوم، مجذور، جذر، میدان، منصف، منظم، حسابى، عادلانه، برابر، راست حسینى، چهارگوش کردن، مربع کردن، بتوان دوم بردن، مجذور کردن، وفق دادن، جور درآوردن، واریز کردن، چهارگوش، گوشه دار

۱۵

massive

بزرگ، حجیم، عظیم، گنده، فشرده، کلان