واژههای فارسی←ستاندنفرهنگ آریانپورستاندن#۱۱۵٬۸۵۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱take(past: took ; past participle: taken) ـ گرفتن، ستاندن، لمس کردن، بردن، برداشتن، خوردن، پنداشتنواژههای نزدیک در الفباستاره هنگام تولدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیستاره ی اولمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیستاره ی بدبختیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیستاره ی تابع ستاره ی دیگریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیستاره یا شخصیت برجسته جماعتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیستاره یا قهرمان تیم های بازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر