فرهنگ آریان‌پور

ستاره دار کردن

#۱۱۵٬۷۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

star

ستاره، اختر، کوکب، نجم، با ستاره زینت کردن، (در تئاتر) ستاره نمایش و سینما شدن، درخشیدن، (*) ستاره، نشان ستاره