فرهنگ آریان‌پور

سپرشدن

#۱۱۵٬۶۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

shield

سپر، پوشش، حامى، حفاظ، پوشش محافظ، به وسیله سپر حفظ کردن، حفاظ پیدا کردن، محفظه، سپرشدن