سپردن
#۱۱۵٬۶۲۴
commit
سپردن، مرتکب شدن، اعزام داشتن براى (مجازات و غیره)، متعهد به انجام امرى نمودن، سرسپردن
confide
سپردن، محرمانه گفتن (به)، اطمینان کردن، اعتماد داشتن به
consign
سپردن، تسلیم کردن، امانت گذاردن، ارسال کردن
entrust
سپردن، واگذار کردن، بامانت سپردن
award
جایزه، راى، مقرر داشتن، اعطا کردن، سپردن، امانت گذاردن
depute
نمایندگى دادن به، نمایندگى کردن، سپردن
deposit
ته نشین کردن، گذاشتن، کنار گذاشتن، ذخیره سپردن، به حساب بانک گذاشتن، سپردن پول، بیعانه، گرو، ته نشین، سپرده، ته نشست
intrust
(entrust =) ـ سپردن، واگذار کردن، بامانت سپردن
reposit
ودیعه گذاردن، سپردن، جابجا کردن
surrender
واگذار کردن، سپردن، رها کردن، تسلیم شدن، تحویل دادن، تسلیم، واگذارى، صرفنظر
give
(past: gave ; past participle: given) ـ واگذار کردن، دادن (به)، بخشیدن، دهش، دادن، پرداخت کردن، اتفاق افتادن، فدا کردن، ارائه دادن، بمعرض نمایش گذاشتن، رساندن، تخصیص دادن، نسبت دادن به، بیان کردن، شرح دادن، افکندن، گریه کردن
trust
اعتماد، ایمان، توکل، اطمینان، پشت گرمى، امید، اعتقاد، اعتبار، مسئولیت، امانت، ودیعه، اتحادیه شرکتها، ائتلاف، اعتماد داشتن، مطمئن بودن، پشت گرمى داشتن به
yield
حاصل، محصول دادن، باور کردن، ثمر دادن، واگذار کردن، ارزانى داشتن، بازده، محصول، تسلیم کردن یا شدن
relegate
انداختن، موکول کردن، محول کردن، واگذار کردن، منتسب کردن
commendation
ستایش، توصیه، سفارش، تقدیر