فرهنگ آریان‌پور

سپردن

#۱۱۵٬۶۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

commit

سپردن، مرتکب شدن، اعزام داشتن براى (مجازات و غیره)، متعهد به انجام امرى نمودن، سرسپردن

۲

confide

سپردن، محرمانه گفتن (به)، اطمینان کردن، اعتماد داشتن به

۳

consign

سپردن، تسلیم کردن، امانت گذاردن، ارسال کردن

۴

entrust

سپردن، واگذار کردن، بامانت سپردن

۵

award

جایزه، راى، مقرر داشتن، اعطا کردن، سپردن، امانت گذاردن

۶

depute

نمایندگى دادن به، نمایندگى کردن، سپردن

۷

deposit

ته نشین کردن، گذاشتن، کنار گذاشتن، ذخیره سپردن، به حساب بانک گذاشتن، سپردن پول، بیعانه، گرو، ته نشین، سپرده، ته نشست

۸

intrust

(entrust =) ـ سپردن، واگذار کردن، بامانت سپردن

۹

reposit

ودیعه گذاردن، سپردن، جابجا کردن

۱۰

surrender

واگذار کردن، سپردن، رها کردن، تسلیم شدن، تحویل دادن، تسلیم، واگذارى، صرفنظر

۱۱

give

(past: gave ; past participle: given) ـ واگذار کردن، دادن (به)، بخشیدن، دهش، دادن، پرداخت کردن، اتفاق افتادن، فدا کردن، ارائه دادن، بمعرض نمایش گذاشتن، رساندن، تخصیص دادن، نسبت دادن به، بیان کردن، شرح دادن، افکندن، گریه کردن

۱۲

trust

اعتماد، ایمان، توکل، اطمینان، پشت گرمى، امید، اعتقاد، اعتبار، مسئولیت، امانت، ودیعه، اتحادیه شرکتها، ائتلاف، اعتماد داشتن، مطمئن بودن، پشت گرمى داشتن به

۱۳

yield

حاصل، محصول دادن، باور کردن، ثمر دادن، واگذار کردن، ارزانى داشتن، بازده، محصول، تسلیم کردن یا شدن

۱۴

relegate

انداختن، موکول کردن، محول کردن، واگذار کردن، منتسب کردن

۱۵

commendation

ستایش، توصیه، سفارش، تقدیر