فرهنگ آریان‌پور

سپر بلا شدن

#۱۱۵٬۶۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

cover

پوشاندن، تامین کردن، پوشش، سرپوش، جلد، جلد کردن، پنهان کردن، طى کردن، رویه، لفاف، پاکت

۲

shield

سپر، پوشش، حامى، حفاظ، پوشش محافظ، به وسیله سپر حفظ کردن، حفاظ پیدا کردن، محفظه، سپرشدن