سپر
#۱۱۵٬۵۹۶
aegis
سپر، پرتو، ظل
shield
سپر، پوشش، حامى، حفاظ، پوشش محافظ، به وسیله سپر حفظ کردن، حفاظ پیدا کردن، محفظه، سپرشدن
buckler
سپر، سپر کوچک، دفاع کردن (با سپر)
clypeus
سپر
fence
حصار، دیوار، پرچین، محجر، سپر، شمشیر بازى، خاکریز، پناه دادن، حفظ کردن، نرده کشیدن، شمشیر بازى کردن
targe
(اسکاتلند) آماج، هدف، سپر، سند، زدن، پرسیدن
blazon
اعلام کردن، جلوه دادن، منتشر کردن، آراستن، نشان خانوادگى، سپر، پرچم
buffer
میانگیر، سپر، ضربت خور، حایل، پرداخت کردن، استفاده از میانگیر
parapet
جان پناه، سنگر، سپر، محجر، دیواره، نرده
scutcheon
(escutcheon =) ـ سپر، سپرحاوى نشان خانوادگى
escutcheon
سپرى که داراى نشان هاى نجابت خانوادگى باشد، صفحه اى که روى آن اسم چیزى نقش شده باشد، سپر آرم دار
apron
پیش دامن، پیش بند، کف، صحن
screen
پرده، روى پرده افکندن، غربال، غربال کردن، پرده سینما، صفحه تلویزیون، دیوار، تخته حفاظ، تور سیمى، پنجره تورى دار، الک کردن، تور سیمى نصب کردن (به در و پنجره)، روى پرده سینمایا تلویزیون نمایش دادن screen ساختمان