فرهنگ آریان‌پور

سپاهی

#۱۱۵٬۵۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

trooper

سپاهى، سوار، اسب سوارى، نظامى

۲

sepoy

سرباز، سپاهى، پاسبان محلى

۳

soldier

سرباز، نظامى، سپاهى، سربازى کردن، نظامى شدن

۴

trouper

عضو دسته نمایش دهندگان، سپاهى

۵

corpsman

پزشکیار کشتى، سپاهى

۶

legionary

سرباز هنگ، سرباز سپاهى