فرهنگ آریانپور
سبوس
#۱۱۵٬۵۲۸
bran
سبوس، نخاله، پوست گندم
husk
پوست، سبوس، غلاف یا کاسه گل، حقه گل، بى سبوس کردن، بى پوشش کردن
chaff
کاه، پوشال، پوسته، سبوس، (مجازى) چیز کم بها یا بى اهمیت
shuck
پوسته، سبوس، پوست نخود و غیره، زدودن
slough
لجن زار، لجن، باتلاق، نهر، انحطاط، در لجن گیر افتادن، پوست ریخته شده مار، پوست مار، پوسته خارجى، پوست، سبوس، پوست دله زخم، پوسته پوسته شدگى، پوست انداختن، ضربه سنگین زدن
pollard
جانور بى شاخ، درخت هرس شده، سبوس، هرس کردن