فرهنگ آریانپور
سبو
#۱۱۵٬۵۲۶
crock
سبو، خمره
jar
بلونى، کوزه دهن گشاد، سبو، خم، شیشه دهن گشاد، تکان، جنبش، لرزه، ضربت، لرزیدن صداى ناهنجار، دعوا و نزاع، طنین انداختن، اثر نامطلوب باقى گذاردن، مرتعش شدن، خوردن، تصادف کردن، ناجور بودن، مغایر بودن، نزاع کردن، تکان دادن، لرزاندن
stoup
تنگ، سبو، قدح آب مقدس
jug
کوزه، بستو، درکوزه ریختن
urn
کوزه، گلدان، گلدان یا ظرف محتوى خاکستر مرده
cruse
کوزه، دیگ سفالى، تنگ، دیزى