فرهنگ آریانپور
سبقت
#۱۱۵٬۳۵۷
antedate
پیش از تاریخ حقیقى تاریخ گذاشتن، پیش بودن (از)، منتظر بودن، پیش بینى کردن، جلو انداختن، سبقت
precession
پیشروى، سبقت، تقدم، تغییر جهت محور جسم گردند (مثل فرفره)، انحراف مسیر
antecedence
پیشى، پیشروى، تقدم، سبقت
anticipation
پیش بینى، انتظار، سبقت، وقوع قبل از موعد مقرر، پیشدستى
lead
[n]: سرب - (Pb)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 82 و جرم اتمى 207.2 گرم بر مول (past: led ; past participle: led) ـ سرب پوش کردن، سرب گرفتن، با سرب اندودن، سوق دادن، منجر شدن، رهبرى کردن، بردن، راهنمایى کردن، هدایت کردن، بر آن داشتن شاقول گلوله، رنگ سربى، پیش افت، تقدم، راهنمایى، رهبرى، هدایت، سرمشق، راه آب، مدرک