فرهنگ آریان‌پور

اصلی

#۱۱٬۵۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

original

اصلى، بکر، بدیع، منبع، سرچشمه، اصیل، اصل، مبتکر، ابتکارى

۲

arch

کمان، طاق، قوس، به شکل قوس یاطاق درآوردن ناقلا، شیطان، موذى، رئیس، اصلى پیشوندى است به معنى " رئیس " و " کبیر " و " بزرگ "

۳

head

نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن head ـ (58)

۴

basic

اساسى، اصلى، تهى، بنیانى، پایه اى

۵

cardinal

کاردینال، عدداصلى، اعداد اصلى، اصلى، اساسى، سهره کاکل قرمز آمریکایى

۶

elemental

عنصرى، وابسته به جسم بسیط، خالص، اصلى، مقدماتى

۷

essential

ضرورى، اساسى، واجب، بسیار لازم، اصلى، اساسى ذاتى، جبلى، لاینفک، واقعى، عمده، بى وارث را)، مصادره کردن

۸

aboriginal

بومى، اصلى، سکنه اولیه، اهل یک آب و خاک

۹

elementary

مقدماتى، ابتدایى، اصلى

۱۰

elementarily

مقدماتى، ابتدایى، اصلى elementary

۱۱

broad

به طور وسیع، عموماً، با بسط معنى

۱۲

chief

مخصوصاً، به طور عمده

۱۳

grand

هزار دلار، بسیار عالى با شکوه، مجلل، والا، بزرگ، مهم، مشهور، معروف، با وقار، جدى

۱۴

stellar

اخترى، ستاره وار، شبیه ستاره، درخشان، پر ستاره

۱۵

capital

حرف بزرگ، حرف درشت، پایتخت، سرمایه، سرستون، سرلوله بخارى، فوقانى، راسى، مستلزم بریدن سر یا قتل، قابل مجازات مرگ، داراى اهمیت حیاتى، عالى

۱۶

central

مرکزى