فرهنگ آریانپور
ابگیر
#۱٬۱۵۲
sluice
آبگیر، بند سیل گیر، سد، دریچه تخلیه، انبار، بند گذاشتن، از بندیا دریچه جارى شدن، خیس کردن، (معدن) سنگ شویى کردن
penstock
آبگیر، دریچه مخصوص تنظیم جریان آب
pool
تصحیلات اشتراکى، منبع، مخزن، استخر، آبگیر، حوض، برکه، چاله آب، کولاب، ائتلاف چند شرکت با یک دیگر، ائتلاف، عده کارمند آماده براى انجام امرى، دسته زبده و کار آزموده، ائتلاف کردن، سرمایه گذارى مشترک و مساوى کردن، شریک شدن، با هم اتحاد کردن
basin
لگن، تشتک، حوزه رودخانه، آبگیر، دستشویى
weathering
طوفان هوا، فرسایش در اثر هوا، (معمارى) آبگیر catchment area catchment basin
pond
تالاب، دریاچه، حوض درست کردن
tarn
دریاچه عمیق و کوچک کوهستانى
reservoir
مخزن، آب انبار، ذخیره، مخزن آب