فرهنگ آریان‌پور

سبب

#۱۱۵٬۱۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

cause

سبب، علت، موجب، انگیزه، هدف، (حقوق) مرافعه، موضوع منازع فیه، نهضت، جنبش، سبب شدن، واداشتن، ایجاد کردن (غالباً بامصدر) ـ

۲

causer

سبب، ایجاد کننده

۳

causation

سبب، نسب میان علت و معلول

۴

causative

سبب، سبب شونده، متعدى

۵

motive

انگیزه، محرک، داعى، سبب، علت، انگیختن

۶

reason

دلیل استدلال کردن، دلیل، سبب، علت، عقل، خرد، شعور، استدلال کردن، دلیل و برهان آوردن

۷

account

شمردن، حساب کردن، محاسبه نمودن، (حق) حساب پس دادن، ذکر علت کردن، تخمین زدن، دانستن، نقل کردن حساب، صورت حساب، گزارش، بیان علت، سبب، شرح، مسئول بودن

۸

why

چرا، براى چه، به چه دلیل

۹

occasion

موقع، مورد، وهله، فرصت مناسب، موقعیت، تصادف، باعث شدن، انگیختن

۱۰

productive

پربار، حاصلضرب، فرآور، مولد ثروت، تولید کننده، مولد، پر حاصل