فرهنگ آریان‌پور

سایه

#۱۱۵٬۱۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

shade

سایه، حباب چراغ یا فانوس، آباژور، سایه بان، جاى سایه دار، اختلاف جزیى، سایه رنگ، سایه دار کردن، سایه افکندن، تیره کردن، کم کردن، زیر و بم کردن

۲

umber

سایه، روح، شبح، سایه انداختن، قهوه اى مایل به زرد

۳

umbra

سایه، شبح، روح، نقطه تاریک

۴

shady

سایه دار، سایه افکن، مشکوک، مرموز

۵

shadow

سایه، ظل، سایه افکندن بر، رد پاى کسى را گرفتن، پنهان کردن

۶

shading

سایه، حباب چراغ یا فانوس، آباژور، سایه بان، جاى سایه دار، اختلاف جزیى، سایه رنگ، سایه دار کردن، سایه افکندن، تیره کردن، کم کردن، زیر و بم کردن shade

۷

umbrage

سایه، تارى، تاریکى، سایه شاخ و برگ، اثر، شابهت سایه وار، سوظن، نگرانى، رنجش

۸

sunshade

سایه، چتر آفتابى، سایبان، ساباط، آفتاب گردان

۹

cleek

چوگان سر آهنى (در گلف)، قلاب بزرگ، چنگک بزرگ، کلاج، ربایش، عمل گرفتن و ربودن، (در جمع)، سایه

۱۰

auspices

تطیر، تفال از روى پرواز مرغان، فال، شگون، (در جمع) سایه، حمایت، حسن توجه، توجهات

۱۱

phantasm

(fantasm =) ـ حاصل خیال و وهم، تصور خام، شبح، روح، تصویر ذهنى، ظاهر فریبنده، سایه

۱۲

ghost

شبح، روح، روان، جان، خیال، تجسم روح، چون روح بر خانه ها و غیره سرزدن

۱۳

phantom

(pantom =) ـ خیال، منظر، ظاهر فریبنده، شبح، خیالى، روح

۱۴

umbrella

چتر، سایبان، حفاظ، چتر استعمال کردن