فرهنگ آریانپور
سایش
#۱۱۵٬۰۹۵
friction
سایش، اصطکاک، مالش، اختلاف، حساسیت
corrasion
سایش
trituration
سایش، خردسازى، نرم سازى، پودر سازى
grind
(past: ground ; past participle: ground) ـ کوبیدن، عمل خرد کردن یا آسیاب کردن، سایش، کار یکنواخت، آسیاب کردن، خرد کردن، تیز کردن، سائیدن، اذیت کردن، آسیاب شدن، سخت کار کردن
scrub
درخت یا بوته کوتاه و رشد نکرده، زمین پوشیده از خار و خاشاک و غیر قابل عبور، خارستان تیغستان، آدم گمنام، مالش، سایش، تمیز کارى، ضد عفونى براى عمل جراحى، مالیدن، خراشیدن، تمیز کردن، ستردن
erosion
فرسایش، سایش، فساد تدریجى، تحلیل، سائیدگى
abrasion
خراش، سایش، سائیدگى