فرهنگ آریان‌پور

سایش

#۱۱۵٬۰۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

friction

سایش، اصطکاک، مالش، اختلاف، حساسیت

۲

corrasion

سایش

۳

trituration

سایش، خردسازى، نرم سازى، پودر سازى

۴

grind

(past: ground ; past participle: ground) ـ کوبیدن، عمل خرد کردن یا آسیاب کردن، سایش، کار یکنواخت، آسیاب کردن، خرد کردن، تیز کردن، سائیدن، اذیت کردن، آسیاب شدن، سخت کار کردن

۵

scrub

درخت یا بوته کوتاه و رشد نکرده، زمین پوشیده از خار و خاشاک و غیر قابل عبور، خارستان تیغستان، آدم گمنام، مالش، سایش، تمیز کارى، ضد عفونى براى عمل جراحى، مالیدن، خراشیدن، تمیز کردن، ستردن

۶

erosion

فرسایش، سایش، فساد تدریجى، تحلیل، سائیدگى

۷

abrasion

خراش، سایش، سائیدگى