فرهنگ آریان‌پور

ساو

#۱۱۵٬۰۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

tax

مالیات، باج، خراج، تحمیل، تقاضاى سنگین، ملامت، تهمت، سخت گیرى، مالیات بستن، مالیات گرفتن از، متهم کردن، فشار آوردن بر

۲

duty

کار، خدمت، ماموریت، گماشت، وظیفه، تکلیف، فرض، (در جمع) عوارض گمرکى، عوارض

۳

tribute

باج، خراج، احترام، ستایش، تکریم

۴

taxation

وضع مالیات، مالیات بندى، مالیات