فرهنگ آریانپور
سامعه
#۱۱۵٬۰۱۳
audition
شنوایى، قدرت استماع، استماع، آزمایش هنرپیشه، سامعه
hearing
(past: heard ; past participle: heard) ـ شنیدن، گوش کردن، گوش دادن به، پذیرفتن، استماع کردن، خبر داشتن، درک کردن، سعى کردن، اطاعت کردن hear
auricular
وابسته به شنوایى، گوشى، سماعى، تواترى، دهلیزى