فرهنگ آریان‌پور

سامعه

#۱۱۵٬۰۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

audition

شنوایى، قدرت استماع، استماع، آزمایش هنرپیشه، سامعه

۲

hearing

(past: heard ; past participle: heard) ـ شنیدن، گوش کردن، گوش دادن به، پذیرفتن، استماع کردن، خبر داشتن، درک کردن، سعى کردن، اطاعت کردن hear

۳

auricular

وابسته به شنوایى، گوشى، سماعى، تواترى، دهلیزى