فرهنگ آریان‌پور

سامان - بی -

#۱۱۴٬۹۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

unsettled

درهم (بر هم)، آشفته، مختل، تصفیه نشده، بى سامان، ساکت نشده، فروننشسته