فرهنگ آریانپور
سالمند
#۱۱۴٬۸۹۴
old
پیر، سالخورده، کهن سال، مسن، فرسوده، دیرینه، قدیمى، کهنه کار، پیرانه، کهنه، گذشته، سابقى، باستانى
aged
پیر، سالخورده
aging
سالخورده، کهن
elder
بزرگتر، ارشد، ارشد کلیسا، شیخ کلیسا
ageing
عمر، سن، پیرى، سن بلوغ، دوره، عصر پیرشدن، پیرنما کردن، کهنه شدن (شراب) ـ age
oldster
آدم کار کشته که چهار سال در نیروى دریایى کار کرده باشد، پیر مرد، پیر
ancient
باستانى، دیرینه، قدیمى، کهن، کهنه، پیر
elderly
مسن، سالخورده