فرهنگ آریان‌پور

سالم

#۱۱۴٬۸۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

healthy

سالم، تندرست

۲

healthful

سالم، تندرست، مقوى

۳

hale

خوش بنیه، نیرومند، بى نقص، سالم، کشیدن، سوى دیگر بردن، روانه کردن

۴

safe

امن، بى خطر، گاوصندوق، ایمن، سالم، صحیح، اطمینان بخش، صدمه نخورده، محفوظ، گاو صندوق

۵

sane

داراى عقل سلیم، عاقل، سالم، معقول، معتدل

۶

well

چشمه، جوهردان، دوات، به بالا فوران کردن، رو آمدن آب و مایع، درسطح آمدن و جارى شدن خوب، تندرست، سالم، راحت، بسیار خوب، به چشم، تماماً، تمام و کمال، بدون اشکال، اوه، خیلى خوب

۷

lucid

شفاف، روشن، واضح، درخشان، زلال، براق، سالم

۸

sound

صوت، صدا، صدا کردن، به نظر رسیدن، آوا، سالم، درست، بى عیب، استوار، بى خطر، دقیق، مفهوم، صدا دادن، به گوش خوردن، به صدا درآوردن، نواختن، زدن، به طور ژرف، کاملاً، ژرفاسنجى کردن، گمانه زدن

۹

valid

معتبر، صحیح، قوى، سالم، قانونى، درست، داراى اعتبار، موثر

۱۰

whole

تمام، درست، دست نخورده، کامل، بى خرده، همه، سراسر، سالم واژه هاى شامل

۱۱

intact

دست نخورده، بى عیب، سالم، کامل، صدمه ندیده

۱۲

soundable

به صدا در آوردنى، قابل ایجاد صوت، سالم

۱۳

salubrious

سازگار، گوارا، سالم، صحت بخش، سودمند

۱۴

scot free

معاف از مالیات، (مجازى) بى صدمه، سالم

۱۵

normal

در حال عادى، معمولاً، به طور عادى یا طبیعى normally

۱۶

sicker

ناخوش، بیمار، ناساز، ناتندرست، مریض، مریض شدن، (سگ را) کیش کردن، برانگیختن، جستجو کردن، علامت چاپى است به معنى " عمداً چنین نوشته شده " sick