فرهنگ آریانپور
سالک
#۱۱۴٬۸۷۶
router
سالک، راه پیما، دستگاه جاده صاف کن
burble
(burbling =) ـ جوش، قل قل، سالک، جوش صورت، صداى قل قل (در حرف زدن)، اشکال، بى نظمى، درهم و بر هم سخن گفتن، مغشوش کردن
trudger
راه پیما، سالک، قدم زننده
gradient
شیب، خیز، سطح شیب دار، در خور راه رفتن، شیب دار، سالک، افت حرارت، مدرج، متحرک
peripatetic
وابسته به فلسفه ارسطو، راه رونده، گردش کننده، سالک، دوره گرد، پیاده رو
furunculus oreintalis
(پزشکى) سالک
wayfarer
مسافر پیاده، رهنورد، رهرو wayfaring