واژههای فارسی←سالخورده کردنفرهنگ آریانپورسالخورده کردن#۱۱۴٬۸۷۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱ageعمر، سن، پیرى، سن بلوغ، دوره، عصر پیرشدن، پیرنما کردن، کهنه شدن (شراب) ـواژههای نزدیک در الفباسابقه مرض و درمانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسابقه نمامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسابقه و مجرب - با -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسابقیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسابودمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسابیدن به طور نرممشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر