فرهنگ آریان‌پور

سالخورده شدن

#۱۱۴٬۸۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

superannuate

متروکه دانستن، بازنشسته دانستن یاشدن، کهنه شدن، از مد افتادن، سالخورده شدن

۲

age

عمر، سن، پیرى، سن بلوغ، دوره، عصر پیرشدن، پیرنما کردن، کهنه شدن (شراب) ـ