فرهنگ آریان‌پور

سالخوردگی

#۱۱۴٬۸۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

senectitude

سالخوردگى، دوام، کهولت

۲

superannuation

سالخوردگى، کهولت، بازنشستگى، تقاعد

۳

senility

پیرى، کهولت، سالخوردگى، خرف بودن

۴

age

عمر، سن، پیرى، سن بلوغ، دوره، عصر پیرشدن، پیرنما کردن، کهنه شدن (شراب) ـ age old