فرهنگ آریانپور
سالار
#۱۱۴٬۸۴۴
chieftain
سالار، سردسته، رئیس قبیله
head
نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن head ـ (58) arch _
goodman
بزرگ خانواده، سالار، مهمانخانه دار، خرده مالک
dean
رئیس، رئیس کلیسا یا دانشکده، ریش سفید
sage
عاقل، دانا، بصیر، با فراست، حکیم
chief
مخصوصاً، به طور عمده
elder
بزرگتر، ارشد، ارشد کلیسا، شیخ کلیسا elder father figure
sheik
(sheikh =) ـ (عربى) شیخ، رئیس قبیله، رئیس خانواده، رئیس
captain
(علوم نظامى) سروان، ناخدا، سرکرده
headman
رئیس، بزرگ، بزرگتر، پیشوا، سرپرست rajah