فرهنگ آریان‌پور

سالار

#۱۱۴٬۸۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

chieftain

سالار، سردسته، رئیس قبیله

۲

head

نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن head ـ (58) arch _

۳

goodman

بزرگ خانواده، سالار، مهمانخانه دار، خرده مالک

۴

dean

رئیس، رئیس کلیسا یا دانشکده، ریش سفید

۵

sage

عاقل، دانا، بصیر، با فراست، حکیم

۶

chief

مخصوصاً، به طور عمده

۷

elder

بزرگتر، ارشد، ارشد کلیسا، شیخ کلیسا elder father figure

۸

sheik

(sheikh =) ـ (عربى) شیخ، رئیس قبیله، رئیس خانواده، رئیس

۹

captain

(علوم نظامى) سروان، ناخدا، سرکرده

۱۰

headman

رئیس، بزرگ، بزرگتر، پیشوا، سرپرست rajah