فرهنگ آریان‌پور

سال

#۱۱۴٬۷۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

annum

سال

۲

old

پیر، سالخورده، کهن سال، مسن، فرسوده، دیرینه، قدیمى، کهنه کار، پیرانه، کهنه، گذشته، سابقى، باستانى

۳

year

سالیانه، همه سال، سال به سال yearly

۴

yearlong

یکسال تمام، یکساله

۵

age

عمر، سن، پیرى، سن بلوغ، دوره، عصر پیرشدن، پیرنما کردن، کهنه شدن (شراب) ـ